آرشیو برای زندگینامه , Biography
رضا سعیدی

.jpg)
زنده یاد سعیدی متولد سال ۱۳۳۸ مشهد بود و از اوایل دهه ۵۰ فعالیت های هنری خود را در عرصه تئاتر آغاز کرد و پس از آن وارد عرصه سینما و تلویزیون شد. این هنرمند تاکنون در فیلم هایی چون:
“زمزمه”
“فیل در تاریکی”
“مردی شبیه باران”
“سهراب”
“دیوانه ای از قفس پرید”
“مارمولک”
“انتظار”
و مجموعه های
“فرار بزرگ”
“عید آن سال ها”
“ولایت عشق”
“تنهاترین سردار”
“سایه آفتاب”
“روژان”
“دوباره زندگی” به ایفای نقش پرداخته بود. سریا ل های “دوباره زندگی” به کارگردانی نادر مقدس و “سایه آفتاب” به کارگردانی محمدرضا آهنج از آخرین کارهای پخش شده وی بود. رضا سعیدی هنرمندی بود که سال ها در عرصه کارگردانی و بازیگری تئاتر تجربیات ارزشمندی داشت. وی کارگردانی نمایش هایی چون “کورغلو چلیبل”، “آوخت”، “ظهور و سقوط استبداد”، “چهار صندوق”، “عالیجنابان”، “دلبران” و “پرده دوم” را به عهده داشت و در نمایش هایی چون “کلکته”، “چهار صندوق”، “خانات”، “مظلوم پنجم” و … بازی کرده است. زنده یاد سعیدی به خاطر بازی در نمایش “مظلوم پنجم” تندیس بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر را از آن خود کرده بود. وی در مجموعه “بوی گل های وحشی” ایفاگر نقش پاشاکی، مربی تیم فوتبال روستا بود. مراسم تشیع مرحوم سعیدی روز سه شنبه ساعت ۹:۳۰ صبح از مقابل تالار وحدت انجام شد و پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
می خواستم از بچگی همه کاره باشم ( گفتگو با رضا سعیدی )
بهروز وثوقی

زندگینامه
بهروز وثوقی Behrouz Vossoughi با نام اصلی خلیل وثوقی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی برابر سال ۱۹۳۷ میلادی در شهر خوی متولد شد.
وی برادر چنگیز و شهراد وثوقی می باشد و هر دو درایران به کار هنرپیشگی مشغولند . تحصیلات وی در حد دیپلم می باشد و همسرسابق گوگوش می باشد اولین فیلم سینمائی اش فیلم صدکیلوداماد (۱۳۴۱به کارگردانی عباس شباویز) می باشد و فیلمی که درسال ۱۳۴۸ بهروز درآن بازی کرد وهرگز به نمایش عمومی درنیامد (هوکانی .به کارگردانی سیاوش یاسمی)اول بوده است ، از مشهورترین نقش های بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای فارسی به هنرنمایی پرداخته است که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی میتوان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هستند اشاره کرد ضمن اینکه اثار دیگری چون { کندو ، داش اکل ، همسفر ، ممل آمریکایی ، ماه عسل ، دشنه ، طوقی و گوزنهاوبسیاری دیگر) جزو اثار به جا مانده از وی است.بهروز وثوقی جزو معدود هنرپیشگان سینمای ایران است که توانایی بازی در انواع گونه های سینمایی را دارد از کمدی تا تاریخی از عرفانی تا تجاری. البته به ایشان (کلینت ایستوود) ایران لقب داده اند. او پس از آن به آمریكا رفت تا در فیلم « گربه در قفس » ساخته بهمن زرین دست بازی كند كه اقامت او با انقلاب اسلامی مصادف شد. یكی از اتفاقات مهم در حضور هنری وثوقی در سالهای اخیر جایزه ای است كه داوران جشنواره لس آنجلس در سال ۱۹۷۹ به عباس كیارستمی اهدا كردند و او نیز تقدیم وثوقی كرد.
ادامه مطلب »
ثریا قاسمی

نام: ثریا قاسمی
ثریا قاسمی در تئاتر، سینما و تلویزیون و همین طور رادیو فعالیت میکند. او تنها فرزند حمیده خیرآبادی بازیگر قدیمی است که بارها و بارها در نقش مادری با چشم هایی مهربان و شوخ، شخصیت های به یادماندنی را جان بخشیده است… “
حضور در کنار این مادر، قاسمی را از همان دوران کودکی با فضای هنری مانوس کرد. چنان که در 20 سالگی وارد رادیو شد و به عنوان بازیگر رادیویی کار خود را آغاز کرد.
او در این باره می گوید: “کار صدا را خیلی دوست دارم. کار رادیو را با عشق شروع کردم. در رادیو با آدم های بزرگی کار کردم و از آنها بسیار آموختم.”
یکی از نقش هایی که شاید در میان نقش های ثریا قاسمی تکراری باشد، اما او به خوبی از پس آن برآمده، نقش “مادر” یک خانواده متوسط الحال است. نمونه مثال زدنی این نقش در مجموعه های تلویزیونی “در پناه تو” و “در قلب من” دیده می شود.
برای تماشاگرانی که عادت داشتند، ثریا قاسمی را همیشه در نقش های مثبت و مهربان ببینند، حضور در نقش زن سنگدل مجموعه تلویزیونی “گرگ ها”، غافلگیر کننده بود.
قاسمی می گوید: “روی این نقش خیلی کار کردم، به ویژه که دیالوگ های آن هم به خاطر شیوه نگارش آقای میرباقری خیلی سخت و متفاوت بود و علاوه بر اینها حضور در کنار بازیگران بزرگی مثل رشیدی، کشاورز و نصیریان باعث می شد، آدم سخت کار کند.”
قاسمی بعد از 4 دهه تجربه در عرصه بازیگری، نسبت به آنچه از گذشته خود دارد، احساس غرور میکند. او معتقد است: “حس خیلی خوبی دارم. چون طی این مدت به طور مداوم کار کرده ام، اگر مدتی از بازیگری دور بودم، در رشته دیگری فعالیت می کردم،همیشه فعال بوده ام و الان هم مرتبا در حال تکاپو کردن هستم. هیچوقت راکد نبوده ام و همه اینها باعث می شود، حس خوبی از مرور گذشته به من دست بدهد.”
آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی – 1349)
زنده باد … (1357)
خانه ابری (حجت الله سیفی، 1365)
ستاره و الماس (سیامک شایقی – 1367)
خواستگاری (یدالله صمدی – 1368)
مجسمه (ابراهیم وحیدزاده – 1371)
در پناه تو (حمید لبخنده – مجموعه،1373)
حریف دل (رضا گنجی – 1375)
در قلب من (حمید لبخنده – مجموعه، 77/1376)
مارال (مهدی صباغزاده – 1379)
قلب یخی (مجموعه، 80/1379)
شب دهم (مجموعه تلویزیونی – حسن فتحی، 1380)
شام آخر (فریدون جیرانی – 1380)
خاکستری (مهرداد میرفلاح – 1380)
دختر شیرینی فروش (ایرج طهماسب – 1380)
عشق فیلم (فقط صدا – ابراهیم وحیدزاده – 1380)
بله برون (داود موثقی، 1382)
معادله (ابراهیم وحیدزاده، 1382)
سرود تولد (علی قوی تن، 1383)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، 1383)
شاهزاده ایرانی (محمد نوری زاد، 1384)
صاحبدلان (مجموعه تلویزیونی – محمدحسین لطیفی، 1380)
تلخ و شیرین
حنا مخملباف
حنا مخملباف (14 ساله) متولد پائيز 1367، از كلاس دوم دبستان ـ در 8 سالگي ـ در پي خواهرش سميرا، مدرسه معمولي را ترك كرد و از سر بچگي يا ديوانگي مدت 6 سال شاگرد پدرش كه ديوانهتر از او بود، شد.
حنا در همة كلاسهايي كه در كودكي او در خانه فيلم مخملباف برگزار شد حضور يافت و در همه فيلمهايي كه توسط اعضاي خانوادهاش ساخته شد همكاري كرد. گاه آبرنگ كشيد.(1) گاه سر صحنه عكس گرفت. (2) مدتي منشي صحنه شد. (3) همواره قصه و فيلمنامه كوتاه نوشت، يك بار در فيلم پدرش بازي كرد.(4) دو بار با دوربين « هنديكم» فيلم ساخت.(5) فيلمش بارها به جشنوارههاي جهاني دعوت شد.(6) ![]()
حنا در پائيز 1381 دو ماه در افغانستان بود. او فيلمسازي خواهرش را بهانهاي ساخت تا در پي او كه براي يافتن بازيگر به هر خانهاي در كابل سر ميزد، برود و به راز وحشت و ترس مزمن زن افغان راه يابد. زني كه هنوز از زن بودن خود، هنوز از ديده شدن، هنوز از اجتماعي شدن، هنوز از شناسنامه داشتن و هنوز از غير «سياه سر» ناميده شدن و هنوز از بازگشت طالبان ميترسد و هنوز نميداند كه در بسياري از موارد «طالب» شوهر خود اوست. فرهنگ ديرينة سرزمين اوست. حاصل دو ماه ماندن حنا در كابل فيلمي است با نام موقت «خواهر ديوانة من».
پدرش كه من باشم معتقدم اين اتفاقات ربطي به نبوغ و از اين جور حرفها ندارد. به شانس شايد، به ديوانگي خيلي، به تربيت و پيگيري و تلاش حتماً. گاهي كه كسي به من و يا به ديگري ميگويد «نابغهاي» به جاي آن كه خوشحال شوم، حرصم ميگيرد. انگار طرف ميخواهد برنامه داشتن يا پيگير بودن و جنون جلو رفتن اين و آن را ناديده بگيرد تا بيبرنامگي و بيجنوني و كمكاري خودش را توجيه كند. بگذريم…
حنا كمي هم زبان خوانده است، اما گاهي به جاي حفظ كردن لغات، با لغات خارجي و ترجمة آنها بازي كرده است. اين نسبتاً شعرِ نسبتاً بلند، بازي او با كلمات كتاب اصطلاحات روزمرة فرانسه است، كه هم به فارسي و هم به فرانسه بازي شده است.
من فكر ميكنم او در كودكي يكي از خوشبختترين كودكان دنيا بود. هم اين كه نخواست يا مجبور نشد كه هر روز مثل كارمندها به ادارهاي كه مدرسه نام دارد برود و هر شب مشق بنويسد، و در عوض وقت يافت تا هر روز آنچه را دوست داشت و امكانش بود ياد بگيرد، براي خوشبختي كافي نيست؟
دوستان حنا به او گفتهاند: “يك روز خودشان در آموزش و پرورش را گِل ميگيرند. بگذار باران بيايد، بگذار زمينها گِل شود. بگذار …”((پدر حنا))
بيوگرافي:

حنا مخملباف
متولد 12 شهريور سال 1367 در تهران. او در هفت سالگي در فيلم “نون و گلدون” ساخته پدرش بازي كرد. بعد از پايان كلاس دوم ابتدايي وارد مدرسه فيلم مخملباف شد و به مدت 8 سال به همراه ديگران سينما را آموخت. وي عكاس و منشي صحنه تعدادي فيلم سينمايي بوده است.اولین فیلم کوتاه وی به نام روزی که خاله ام مریض بود در جشنواره لوکارنو سال 1376 وقتی که وی نه ساله بود مورد استقبال بین المللی واقع شد. حنا در 14 سالگی فیلم پشت صحنه مستند خود به نام “لذت دیوانگی” را ساخت. وی اولین کتاب شعر خود را به نام “یک لحظه ویزا” در سال 1382 در 15 سالگی منتشر کرد.
كارگرداني:
1. فيلم كوتاه “روزي كه خالهام مريض بود” در سال 1376.
2. پشت صحنه مستند “لذت ديوانگي” در سال 1382.
3- فیلم سینمایی “بودا از شرم فرو ریخت” در سال 1386.
منشي صحنه:
1 – فيلم سيب، ساخته سميرا مخملباف، سال 1376.
2 – فيلم سكوت، ساخته محسن مخملباف، سال 1376.
3 – فيلم در، ساخته محسن مخملباف، سال 1377.
4- فيلم روزي كه زن شدم، ساخته مرضيه مشكيني، سال 1378.
5- “11 سپتامبر” ساخته سميرا مخملباف، سال 1380.
عكاسي فيلم:
1 –فيلم حوا، (اپيزد اول فيلم روزي كه زن شدم)، ساخته مرضيه مشكيني، سال 1378.
2 –فيلم سکس و فلسفه، ساخته محسن مخملباف، سال 1383
انتشار کتاب شعر:
1-”یک لحظه ویزا” سال 1382
جوايز بينالمللي:
1- جايزه “جوانترين فيلمساز جهان” از جشنواره بين المللي فيلم ونيز ، ايتاليا 2003
2- جايزه “نگاه ويژه” از سازمان منتقدين فرهنگي زنان ايتاليا در جشنواره بين المللي فيلم ونيز ، ايتاليا 2003
3- جايزه ويژه هيئت داوران از چهارمين جشنواره بينالمللي فيلم توكيو فيلمكس 2003
4- جايزه ويژه هيئت داوران از پنجاه و پنجمين جشنواره بينالمللي فيلم سن سباستین، اسپانیا 2007
5- جايزه تلویزیون اسپانیا “ل اترا میرادا” از پنجاه و پنجمين جشنواره بينالمللي فيلم سن سباستین، اسپانیا 2007
پوپك گلدره

بي مقدمه تر از اتفاق رفت.
از رفتنش ناراحت نيستم . از نبودنش دلتنگم…
فعالیت هنری را با بازی در نمایش «پل» آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ در نماهنگ (ویدئو کلیپ) «رویای زمین» ظاهر شد. او ضمناً در مجموعه تلویزیونی ساعت خوش (۱۳۷۳) نیز بازی کرده بود. پوپک گلدره که با مجموعه ساعت خوش وارد کار بازیگری شد، بسرعت توانست شایستگیها خود را در این عرصه نشان دهد که اوج آن بادریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سینمایی موج مرده، ساخته ابراهیم حاتمیکیا رقم خورد. ایفای هنر در فیلم سینمایی سیندرلا، آخر بازی، سریال های تلویزیونی دنیای شیرین دریا، تئاتر شکارگاه ممنوع، ساعت خوش و … را در کارنامه اش دارد. پوپک بیشتر، حضور خود را مرهون بازی در سریال تلویزیونی «دنیای شیرین دریا» است. بازی او در «موج مرده» تحسین منتقدین را برانگیخت و جایگاه او را در سینما تثبیت کرد. شروع از برنامهٔ طنز «ساعت خوش» تا دریافت دیپلم افتخار جشنواره سینمایی فجر راهی است بس دشوار که وی با پشتکار فراوان طی نمود. از بازیهای درخشان او میتوان سریال مروارید سرخ و نرگس را نام برد. او که شهریور ۱۳۸۴ در جریان یک حادثه رانندگی به حالت اغما رفته بود در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۸۵ پس از ۸ ماه به سر بردن در اغما درگذشت.وی در قطعه 88 (هنرمندان) بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.
* مجموعه تلویزیونی ساعت خوش (مهران مديری، ۱۳۷۳)
* مجموعه تلویزیونی رویای شیرین دریا (بهروز بقایی، ۱۳۷۸)
* آخر بازی (همایون اسعدیان، ۱۳۷۹)
* موج مرده (ابراهیم حاتمیکیا، ۱۳۷۹)
* سیندرلا (بیژن بیرنگ، مسعود رسام، ۱۳۸۰)
* مجموعهٔ تلویزیونی نرگس (سیروس مقدم، ۱۳۸۴)

