بایگانیِ picture,photography
معجون همیشگی
قسم ميخورم هميشه و همه جا براي تو باشم
و زندگيم را براي تو زندگي كنم .
قول ميدهم ما با هم حقيقت را بسازيم.آزادِ آزاد …
براي هميشه با هم خواهيم ماند . همراه هم ؛ من و تو …
زماني كه تو با مني زمان منجمد ميشود و تو تنها كسي هستي كه عقربه ها برايش به شادي و رقص مي پردازند …
براي هميشه و همه جا ، مرا بنواز ، مرا بساز …
واژه هاي قلبت را گم نكن …
هيچ چيزي نمي تواند بهتر از اين باشد و من به زمان اعتماد ميكنم و لحظه اي چشمهايم را بر هم مي گذارم . . .
من و تو سرانجام اين رويا . . .
من و تو براي هميشه با هم . هماني كه تو هميشه ميخواستي . هيچ حادثه اي نمي تواند اتفاق جدايي را به ثمر بنشاند.
چراغ ها را خاموش كن و همه درها را ببند.دستهايت را آزاد بگذار و سرت را به نشانه احترام به اين لحظه شگفت ، مقابل من قرار بده .هيچ چيز نمي تواند بهتر از اين عشق باشد . تو بايد بيشتر از اينها عشق را بچشی .
هيچ وقت بيشتر از اكنون خوشحالي را تجربه نكرده ام .
به بدنت بياموز كه به دست هايم اعتماد كند.





