ایران


ایران نگاه کن ، خستگی هایت را ندیدند و بی رحمانه یوغ ذلت و خواری بر گردنت نهادند .
عده ای عاشقانه از برایت قیام کردند و عده ای شجاعانه تر قیام را سر کوب.
ایرانم، عشقم ، وطنم ، خاکم ، سرزمینم ؛ عشق را به خشم، خشم را به ترس ، ترس را به مرگ سپردی.
عشق را کنون ، کجایت جا گذاشته ام ؟

5 دیدگاه»

  مداد wrote @

باور ندارم عشق به وطن را….نگاه كه مي كنم مي بينم هركسي كه به نام عشق به وطن كاري كرده…در نهايت براي خودش چيزي اندوخته..اندوخته مادي و گهگاهي معنوي…افتخاري چيزي….اما هيچ كس براي وجود خود خود وطن كاري نكرده…كرده؟؟؟

  arjang wrote @

جالب بود

  arjang wrote @

زیبا بود

  مداد wrote @

پوست جديد مبارك

  مداد wrote @

پوست كهنه بازگشت شما را از ديار باقي تبريك عرض مي كنم باشد كه هرچه عمر پوست جديد بود عمر شما باشد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: