من و تو

من و تو

من و تو كم بوديم ،خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم..

گفتني ها كم نيست ، من و تو كم گفتيم

مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين در هم و بر هم گفتيم…

ديدني ها كم نيست ، من و تو كم ديديم

بي سبب از پاييز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم ..

چيدني ها كم نيست، من و تو كم چيديم

وقت گل دادن عشق روي دار قالي بي سبب حتي پرتاب گل سرخي را ترسيديم…

خواندني ها كم نيست ، من و تو كم خوانديم

من و تو ساده ترين شعر سرودن در معبر باد با دهاني بسته وا مانديم…

من و تو كم بوديم من و تو اما در ميدان ها اينك اندازه ما مي روييم

ما به اندازه ما مي بينيم ، ما به اندازه ما مي چينيم

ما به اندازه ما مي روييم ، ما به اندازه ما مي گوييم

من و تو ….

كم نه كه با هم بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم

من و تو ….

خم نه و درهم نه و كم نه كه مي بايد باهم باشيم

من و تو و حق داريم در شب اين جنبش نبض آدم باشيم

من و تو و حق داريم كه به اندازه ما هم شده با هم باشيم

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: