فرزاد حسنی در نگاهی زیر کانه تر( قسمت دوم )

 4 مطلب  در مورد فرزاد حسنی در اینجا قرار گرفته که به جز این مطلب (متن برنامه آخر کوله پشتی 3 مهمان علی اکبری رياست سازمان ملي جوانان) بقیه از خبر گزاری ها بوده است .

گریزی کوچک

سال ها پیش  وقتی  که  تحلیل خبر سراسری شبکه 2 شروع شد ، مردم شق الراس چشم به تلویزون نشانه می گرفتند تا ببینند آقای مجری چگونه می خواهد در مورد زنان خیابانی بحث را باز کند و ادامه بدهد و یا چطور میخواهد از فلان مسئول باز خواست به عمل آورد .حال در این اثنا اگر تصویری هم ازشان  در حین عمل یا بعد از عمل پخش میشد که دیگر نور الانوار بود.
و خلاصه برنامه هایی ازقبیل  چراغ خاموش ، سراب ، تریبون آزاد  ، و … و …
برنامه کوله پشتی 4 هم که با حضور سر دار رادان شکل گرفت پیش خودم گفتم این هم یک نمایش و سیاه بازی دیگر ….به نظر بنده پخش چنین برنامه هایی تنها و فقط برای خر کر کردن ما ملت شریف و شهید پر ور است .
عرض به حضور انورتان که در این برنامه  ها تمامی مشکلات جامه  توسط خود مسئولین به نقد و بررسی و چالش گذاشته می شود و بالا خره در پنج دقیقه آخر راه کار را پیدا می کنند  و آب پاکی را به دست من و شما می ریزند و با تشکر از مسئولین محترم و زحمتکش خداحافظی می کنند.
خوب طبیعتا شهروند عزیز با تماشای چنین برنامه ای خود به خود آرام میگیرد . چنین برنامه ای مثل آب بر روی آتش می ماند. فکر میکند که دردش را می فهمند و اعتراضی که در او به وجود آمده خنثی می  شود .( صداقت آخرین حربه شیطان )

در برنامه کوله پشتی 4 هم فکر می کردم سر دار رادان پس از آن همه بگیر و ببند دختر و پسر ها  ( ارازل را نمی گویم ) می خواهد آبی بر آتش بپاشد . آخر هر از گاهی اینکار ها را میکنند چنان عرصه را بر مردم سخت می کنند و بعد یهو کمر بند را شل می کنند . ( العاقلُ  فی الاشاره)اما خب من به این  پی بردم و فهمیدم که دیگر کار از این حرف ها گذشته است و اصلا احتیاجی به این کارها نیست و در آن برنامه   آقای فرزاد حسنی طبق المعمول تحت اتمسفر جو قرار گرفته و فرق این مهمان را با بقیه قیاس نداد و  با طرز برخورد خود به قول بالا دستیانش پا را از خط قرمز فرا تر نهاده و آنها هم از خجالت ایشان در آمدند.
تعدادی زیادی از کامنت ها گفته شده بود که تحمل حرف  شنیدن حرف حق را ندارند .. و .. …
آخر برادر من با داد و دعوا و بی احترامی که زمین و مال به کسی اضافه نمی شود. آقای سردار رادان هم بالاخره کاره این مملکت هستند و احترام ایشان به هر حال  واجب  .(بابا گردنش کلفته می تونه) فرزاد حسنی میتوانست با جملاتی بهتر و کمی احترام گذارانه تر اعتراض خود و ما را بکند و حرف هایش را تمام و کمال بزند نه اینکه جلوی سردار سنگر بگیرد و در سدد خیط کردن او بر آید.خب بالاخره او هم که گا گول نیست و نمی نشیند که این آقا هر چه دلش خواست بگوید و بکند حال نه آقای حسنی هر شخص دیگری …

حاشیه

قبل از شروع ماه (مبارک) رمضان به خاطر نمی آورم که کدام برنامه رادیو جوان  بود ( هفت شنبه یا خط خطی یا …) که  مجری برنامه گفت که تعداد زیادی تلفن و نامه و تلگراف و پیامک و کبوتر نامه رسان و فکس و ایمیل و کاغذ موشکی برای ما فرستاده شده که چرا کار گردان شما در برنامه نمی آید و خلاصه بستری آنجنانی را مهیا نمود تا حجت الاسلام استاد فرزاد حسنی پشت میکروفون قرار بگیرد . خلاصه این چنین شد و فرزاد حسنی همانطور که برازنده یک رهبر ملت است فتوای خود را سر داد که ماه رمضانی بیایید چنین باشیم و اینگونه باشیم . و فلان کنیم و خلاصه مثل رهبرانی که در خفا زندگی می کنند و فقط در مواقع ضروری( آنهم خیلی ) خود را به مردم نشان می دهند  و مردم را از فتوای خود بهره مند می سازند کلامی چند با مردم خود صحبت کرد که  آن روز بسیار خندیدم .

این آقا در سخنان خود نقل قول های فراوانی از ائمه میکند و خود دلیل اینکار خود را در برنامه من خوبم تو خوبی که از شبکه جام جم ماهواره پخش می شد چنین توصیف کرد.
مهمان این  برنامه  دختر بچه ای( اسمش یادم نمی آید) بود که   یک سریال بازی کرده بود و نسبت به سنش روشنتر تر و خوش زبان و فهمیده تر بود ( خدا حفظش کند) و آقای حسنی بسیار شیفته ایشان شدند و شروع کردند به حرف زدن و نصیحت کردن و تجربیات خود را به ایشان منتقل کردن ،  در این بین جناب حسنی فرمودند که در مجری گری  باید دین و ائمه را وارد صحبت های خود کنی تا مردم قبولت کنند  چرا که این مردم با دین انس و الفت دارند و خلاصه اینچنین مردم را چهار میخ خودت کن . (دقت کردی؟)
آری آنقدر حرف عاشقانه وجود دارد ولی  صد حیف و افسوس  که عاشق کم  است …

بنده به شخصه به این اصل معتقدم که : نبین کی میگه ببین چی میگه
طرز زندگی هیچ شخصیتی اعم از مجری تلویزیون و رادیو و بازیگر برای ما  مهم نیست و هر کس کار خودش بار خودش آتش به انبار خودش ، ما تنها از  حرف های قشنگشان ؛ و نصیحت ها و پند هایشان بهره میگیریم. اما وافقیم و نمی گذاریم  که هیچ کس به شعور ما توهین کند و ما  ر ا به حساب خودش سر انگشت بگرداند .

حرف آخر
خب در اینجا جا دارد هم  از آقای فرزاد حسنی کمال تشکر را بجای آورد و هم از تمام کسانی که با ایمیل های محبت آمیز خود بنده را قرین محبت و رحمت خود قرار دادند.

4 دیدگاه»

  تندیس صامت یک قاصدک wrote @

سلام مهربان
نمی دانم این روز مرگی ها کی تمام می شود….همیشه می گویم کاش لبهایم از غرور برهنه بود
ماه بر آسمان بیابان تمام شده بود که شب در گوش درختان بهت زده از رویای بهشت می خواند
و عطشی که می وزید با من در امتداد متروک جاده می کشید
شعله بر شعله
در رویای بهشت بهت می زدم
اما انگار ماه بر آسمان بیابان تمام شده بود…..

  تندیس صامت یک قاصدک wrote @

پست با حالی بود مخصوصا اون جایی که نوشتی کبوتر نامه رسان و ….
کلی خندیدم…..مرسی

  تندیس صامت یک قاصدک wrote @

عزیزم من آپم[گل]

  موسوی راد wrote @

متاسفم برات وادمهایی از جنس تو که دلشون پر از سیاهیه.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: