2008

بار دیگر میگویم که عیسی با مرگ خود مرگ را شکست داد و روح مقتدر او از قبر برخاست و در میان ما زیت ، تنهاییمان را پر کرد و باغ رنج ما را آراست. او زیر آن صخره شکافته ،   در پشت صخره ها نحفته است.
آیا برای اینکه مطمئن شوید که عود و گیتارتان نغمه ها در خود دارد آن را می شکنید؟
آیا برای اینکه ایمان بیاورید که درختی ثمر می دهد ، آن را قطع میکنید؟
شما مادرانی را که باکره به قبر میروند ، نمی شناسید  و مردانی را که در گور می خوابند ، در حال که هنوز در کامشان عشق زندگی عشق است .
شما نمی دانید که زمین به عروسی خورشید در آمده و همین زمین است که ما را به سوی کوهستان  و سبزه زاران پیش می راند.

اما ای استاد ،
ای که دل آسمانی داری ،
ای سوار رویاهای زلال ما ،
تو هنوز در روزهامان جاری هستی
و گامهای تو را ، تیرها و نیزه ها ، از رفتن باز نمی دارند.
و از فراز ، لبخندت را بر سر ما می باری
و با اینکه جوانتر از مایی ،
برای همه ما پدری.

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: