زمستان

تمام فتنه ها زیر سر فصل زمستان است
اگر باور نداری
تا بهاران
صبر باید کرد   .    .       .

3 دیدگاه»

  فانی wrote @

اتفاقاً برعکس!

  ساسوشا wrote @

دلم برای زمستان می سوزد…

  یگانه زهرا wrote @

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،
سر ها در گریبان است.
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است.
و گر دست محبت سوی کس آری،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه ات آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاینست، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی…
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای!

نه از رومم، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای ، دلتنگم!
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نیست ، مرگی نیست،
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است!
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگزارم…
چه می گویی که بیگه شد، سحر شد بامداد آمد؟
فریبت می ده، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست.
حریفا! گوش سرما برده است این،
یادگار سیلی سرد زمستان است!

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب یا روز یکسان است.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،
هوا دلگیر ، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلت های بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،

زمستان است


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: