من؟

بیشتر از همه از خودم دست شستم . نمی تونم فکر کنم  به هیج چیز و هیچ هچکس . سرم دچار نوعی دونگ و درد و گیجی و خستگی و از همه چی سیری شده است . احساسی ندارم . چیزی به نام روح انگاری در من وجود ندارد . فکر کردن به خدا حالت باغله برای فابیسمی ها شده است .
من محتاج صدای تو  هستم . محبتی عاری از  ناز کشیدن و دو رنگی.  احتیاج به دوست داشته شدن . احتیاج به ارزشمندی ، احتیاج به تو که به تمامی من هستی. من را معنی می کنی  و من را میخواهی .

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: